
روي ابريشم چين نبض صداتو ميشه دوخت
ميشه اسم تو رو به شعله گره زد و نسوخت
ميشه ته مونده ي دريا رو به يادت سركشيد
ميشه جز تو حتي آسمون آبي رو نديد
براي تحمل روز سياه به تو فكر مي كنم
براي تصاحب روياي ماه به تو فكر مي كنم
من كجاي شب تو رو گم كردم و تنها شدم
آخرش كدوم سحر با بوسه اي پيدا شدم
گوگوش نازنینم اینجا به احترام تولدت یک شمعدانی و یک شمع در حال سوختنند.
گوگوشم من هم دارم پا به پای شمع تولدت تمام میشوم.
اما به هر حال خوش امدی . قدم روی چشم شماره ۱۵ گذاشتی که تولدت را با ان ساختی
لطف کردی دستی هم بر سر ماه دوم بهار کشیدی .
چه اقبالی داشت فصلی که تو تحویلش کردی.
جان همین روز عزیز تولدت ستاره ها هم سفارش کردند که به تو بگویم تولدت مبارک.
چقدر مهربانی که گذاشتی روزهای هفته هر کدام یک سال مزه کیک تولد ترا زیر ساعتهایشان سپری کنند.
من امروز به نیت گام نهادن تو به ۵۸ سالگی بهار زندگیت برای ۵۸ بار پاهای برگهای مسافر پاییزی راسجده میکنم.
نازنیم تولدت مبارک.
در اینجا جا داره که از مرجان جون تشکر کنم چون این قسمت رو مرجان جون زحمت کشیدن و اپدیت کردن واقعآ مرجان دستت درد نکنه عزیزان میتونید به وب مرجان هم برید چون واقعآ کارش حرف نداره پس رو بزرگترین وبلاگ برای گوگوش کلیک کنید

